تبليغاتX
غروب فیلم
نمايندگي رسمي عرضه محصولات فرهنگي در استان اصفهان-فروش و کرایه سینمایی -کارتن -نرم افزار -پلی استیشن
سال جدید بر تمام مردم ایران زمین مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
  دلداده (عسل ايراني) ( ۱۳۸۷)
 كارگردان :
 قدرت اله صلح ميرزايي
 نويسنده :
 قدرت اله صلح ميرزايي
 عليرضا محمودي ايرانمهر
 

خلاصه داستان : داستان دختري است كه بعد از سالها اقامت در خارج از كشور به ايران بازگشته و قصد ازدواج دارد....

 

  دلداده (عسل ايراني) ( ۱۳۸۷)
 


 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
۱ دلداده

۲ راز

۳ سایه ها

۴ گپ

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
نگاهی به فیلم دعوت: کهنه‌کارگردان سینمای جنگ در یک میدان مین جدید   

"دعوت" روایت زنان در موقعیت‌های مختلف است که هر یک با پدیده کودک ناخواسته مواجه می‌شوند و برای حل مشکل به سقط جنین روی می‌آورند، ‌حاتمی‌کیا تلاش کرده مسئولیت پدر و مادر شدن را به جامعه گوشزد و بچه‌دار شدن را دعوتی بداند که کودکان بیگناه با آن مواجه می‌شوند و پدر و مادر حق ندارند نشانه مسلم خدا را پس بزنند یا پس بدهند.

نکته قابل توجه "دعوت" آن است که اولین فیلم حاتمی‌کیا است که مستقیم یا حتی غیر مستقیم به مفاهیم ایدئولو‍ژیکی چون جنگ و انقلاب و... ربط ندارد و در تولید آن ستاره‌هایی چون محمدرضا شریفی‌نیا، مهناز افشار، محمدرضا فروتن و... دعوت شده‌اند. این مولفه‌ها دیدن "دعوت" را با حساسیت و اشتیاق بیشتری برای مخاطبان مواجه می‌کند.

مهناز افشار،‌لیلا حاتمی

آمارهای خطرناک و رو به تزاید سقط جنین در محافل رسمی و غیر رسمی لابد بهترین دلیل بوده تا کهنه‌کارگردان جنگ به فکر ساختن فیلمی با موضوع سلب حق حیات از نوزادان ناخواسته بیفتد. این تغییر جسورانه ساحت فیلمسازی با توجه به شرایط زمان در جای خود می‌تواند نقطه‌ای مثبت در کارنامه حاتمی‌کیا ثبت شود.

حاتمی‌کیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "‌دیده‌بان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشه‌ای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباع‌شده خود را شناخت و پای به مرحله‌ای جدید از فیلمسازی گذاشت، ‌جسارتی که هر کارگردانی ‌به آن نزدیک نمی‌شود

باید توجه داشت که حاتمی‌کیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "‌دیده‌بان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشه‌ای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباع‌شده خود را شناخت و پای به مرحله‌ای جدید از فیلمسازی گذاشت، ‌جسارتی که هر کارگردانی ‌به آن نزدیک نمی‌شود.

در "آ‍ژانس شیشه‌ای" حاتمی‌کیا پیچیده‌ترین، ‌کاملترین و جذابترین نوع روایت را از جنگ به نمایش گذاشت و نوعی دموکراسی داستانی ظریف برای شخصیت‌های متضاد فیلم آفرید که جذابیت اثر را چند برابر می‌کرد، اما به نظر می‌رسد در "دعوت" با وجود تلاش حاتمی‌کیا برای ایجاد نوعی تنوع و تکثر و ایجاز،‌ روایت پیچیده و جذاب ساخته نمی‌شود.

ابراهیم حاتمی کیا

"دعوت" برای حاتمی‌کیا مثل پا گذاشتن به یک میدان مین و شروع تمرین فیلمسازی در ساحتی جدید است. اما یک آغاز محتاطانه و محافظه‌کارانه برای ورود به سینمای اجتماعی. البته حاتمی‌کیا در این نخستین گام با استفاده از ساختار اپیزودیک با یثربی کار کرده و ترجیح داده با راهنمایی او پا به این میدان جدید بگذارد و به نظر می‌رسد باید "دعوت" را از این منظر دوگانه تفسیر کرد.

مهمترین مشکل "دعوت" ‌تعلیق است: فیلم معلق است بین نگاه زنانه فیلمنامه‌نویس و نگاه دینی کارگردان. یثربی بیشتر به دغدغه زنانه موضوع سقط جنین پرداخته و حاتمی‌کیا هم بیشتر در پی ترویج نگاهی ماورایی / دینی به موضوع حق حیات نوزاد بوده، اما‌ این دو نگاه با هم چفت نشده 

مهمترین مشکل "دعوت" ‌تعلیق است: فیلم معلق است بین نگاه زنانه فیلمنامه‌نویس و نگاه دینی کارگردان. یثربی بیشتر به دغدغه زنانه موضوع سقط جنین پرداخته و حاتمی‌کیا هم بیشتر در پی ترویج نگاهی ماورایی / دینی به موضوع حق حیات نوزاد بوده، اما‌ این دو نگاه با هم چفت نشده و حتی می‌توان گفت یکدیگر را تا حدود زیادی خنثی کرده است.

 

این دوگانگی طبعا بر کارگردانی فیلم اثر گذاشته و حاتمی‌کیا را تا حدود زیادی از یک معماری هماهنگ و هنری بازداشته است. (بازی ضعیف فروتن را می‌توان مصداق آن دانست). مجموعه این عوامل باعث شده با وجود نام بزرگ حاتمی‌کیا و ستاره‌های فراوان، "‌دعوت" اثری درخشان نباشد و‌ دیالوگ‌های جسورانه و حاتمی‌کیایی هم نتوانسته ضعف‌های فیلم را پنهان کند.

واقعیت این است که حاتمی‌کیا هنوز در بیان موجز روایت به تبحر نرسیده و از سوی دیگر ناکافی ماندن جذابیت‌های نمایشی در "دعوت" و ترسیم ناقص نقطه اوج در داستان‌ها، ‌نقصی دیگر است که در ساختار فیلم دیده می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط هاشمي | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
  سربلند ( ۱۳۸۵)
 كارگردان :
 سعيد تهراني
 نويسنده :
 سيدسعيد رحماني
 

خلاصه داستان : تهران، 1349....


 

مشخصات ديگر فيلم
 
مدت فيلم  .... 90

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
شهادت اقا امام رضا ع بر همگان تسلیت باد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
۱.همیشه ژای یک زن در میان است

۲.عدالت شهری

۳.پلیس ژن ایکس

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط هاشمي | 
گالري عكس فيلم سه زن

منیژه حکمت كارگردان فيلم سه زن


گالري عكس فيلم سه زن

گالري عكس فيلم سه زن

رضا كيانيان در سه زن


گالري عكس فيلم سه زن

گالري عكس فيلم سه زن

نيكي كريمي و آتيلا پسياني در سه زن


گالري عكس فيلم سه زن

گالري عكس فيلم سه زن

نيكي كريمي و گلاب آدينه در سه زن


گالري عكس فيلم سه زن

گالري عكس فيلم سه زن

پگاه آهنگراني در سه زن


گالري عكس فيلم سه زن
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط هاشمي | 
نام فیلم : سه زن
کارگردان : منیژه حکمت
نویسنده : نغمه ثمینی - منیژه حکمت
تهیه کننده : منیژه حکمت
بازيگران: نیکی کریمی - پگاه آهنگرانی - مریم بوبانی حضور رضا کیانیان- بابک حمیدیان - شاهرخ فروتنیان - مهران رجبی - احمد یاوری- احمد ساعتچیان - مهرداد ضیایی - فواد چاومه و آتیلا پسیانی
مدير فيلم برداري : داریوش عیاری
طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی - سعید آهنگرانی
طراح گريم : مهری شیرازینام فیلم : سه زن
کارگردان : منیژه حکمت
نویسنده : نغمه ثمینی - منیژه حکمت
تهیه کننده : منیژه حکمت
بازيگران: نیکی کریمی - پگاه آهنگرانی - مریم بوبانی حضور رضا کیانیان- بابک حمیدیان - شاهرخ فروتنیان - مهران رجبی - احمد یاوری- احمد ساعتچیان - مهرداد ضیایی - فواد چاومه و آتیلا پسیانی
مدير فيلم برداري : داریوش عیاری
طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی - سعید آهنگرانی
طراح گريم : مهری شیرازی
صدا بردار : پرویز آبنار - فرزام منطقی
آهنگساز : حیدر ساجدی
تدوین : مصطفی خرقه پوش
محصول : بامداد فیلم
مدت : 100 دقیقه

خلاصه داستان : مینو سرگردان در پی دخترش می گردد و در می یابد میراثی کهن را به یغما می برند. در این حین مادرش نیز می گریزد و در زمان گم می شود حالا سه زن دور از یکدیگر ، حرف ها ، تردیدها و خیالهای خود را در سفری بی انتها به تصویر می کشند.سفری در گذشته ،آینده و زمان حال .


صدا بردار : پرویز آبنار - فرزام منطقی
آهنگساز : حیدر ساجدی
تدوین : مصطفی خرقه پوش
محصول : بامداد فیلم
مدت : 100 دقیقه

خلاصه داستان : مینو سرگردان در پی دخترش می گردد و در می یابد میراثی کهن را به یغما می برند. در این حین مادرش نیز می گریزد و در زمان گم می شود حالا سه زن دور از یکدیگر ، حرف ها ، تردیدها و خیالهای خود را در سفری بی انتها به تصویر می کشند.سفری در گذشته ،آینده و زمان حال .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط هاشمي | 
 

33 عکس جالب از اکبر عبدی در گربم های متفاوت


 

* برای مشاهده همگی عکسها به ادامه مراجعه کنید *

نظر یادتون نره


http://blogfars.com/fotofiles/37895.jpg

http://blogfars.com/fotofiles/37897.jpg

http://blogfars.com/fotofiles/37892.jpg

http://blogfars.com/fotofiles/37894.jpg

http://blogfars.com/fotofiles/37896.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
درباره فيلم «وثيقه» آخرين ساخته مايكل مان
رئيس سازمان اوقاف و امور خيريه در گفت وگو با «ايران» خبر داد
پنج ماه پس از پلمب و فك پلمب ISPها
درباره فيلم «وثيقه» آخرين ساخته مايكل مان
رفقاى
خوب
180462.jpg
عليرضا آشورى

مايكل مان فيلمساز كم كارى است و طبق آنچه از كارنامه اش بر مى آيد، معمولاً سه سال يك بار فيلم مى سازد. اين فيلمساز بزرگ كه با آخرين بازمانده موهيكانها نامى براى خود دست و پا كرد، با مخمصه به اوج شهرت و محبوبيت دست يافت. مخمصه اولين و شايد آخرين فيلمى بود كه آل پاچينو و رابرت دونيرو را روبروى هم قرار داد، گرچه در اختيار داشتن اين دو بازيگر آرزوى هر كارگردانى است، ولى مان بدون اينكه از حضور آنها ذوق زده شود، فقط در دو صحنه اين دو غول بزرگ بازيگرى را روبروى هم قرار داد تا مبارزه موش و گربه وار آنها ابعادى وسيعتر پيدا كند. فيلمهاى بعدى مان يعنى نفوذى و على نتوانستند كيفيت بى نظير مخمصه را تكرار كنند، ولى به هرحال با استقبال و اقبال مناسبى روبرو شدند. مايكل مان براى فيلم آخرش وثيقه باز هم به حال و هواى فيلم مخمصه بازگشته است.
ابتدا ذكر اين نكته ضرورى است كه همه مايكل مان را اصولاً به خاطر فيلمهاى پليسى سياه (نوآر) و كمابيش پست مدرنيستى اش مى ستايند. آثارى مثل شكارچى انسان كه اقتباس از اولين رمان ماجراهاى هانيبال لكتر نوشته تامس هريس (اژدهاى سرخ) بود و همين چند سال پيش توسط برت رتنر بازسازى شد، يا مخمصه و تا حدودى نفوذى، ولى مان بيشتر از آنكه فيلمسازى مشخصاً پليسى ساز باشد، كارگردانى است كه تقابل پيچيده عشق و نفرت انسانها با هم و با طبيعت اطرافشان را به تصوير مى كشد. با چنين تعريف كلى ترى، به سادگى مى توان فيلمهايى پليسى مثل مخمصه، نفوذى و دزد را در كنار فيلم شبه حماسى آخرين بازمانده موهيكانها و على قرار داد كه روايتگر زندگى محمدعلى كلى است. مان اين تقابل يا ارتباطات را در قالبهاى متفاوت سينمايى به تصوير مى كشد، ولى بايد پذيرفت عالى ترين فرم اين تقابل و كنش و واكنش در دو فيلم مخمصه و آخرين بازمانده موهيكانها شكل گرفته است. در مخمصه دو انسان كاملاً خاكسترى در نبردى دورادور، مردانگى و رفاقت و شجاعت و هوش يكديگر را به چالش مى كشند. در نفوذى، على و آخرين بازمانده موهيكانها يك نفر در برابر طبيعتى بى رحم مى ايستد و حق طبيعى و مسلم خود را طلب مى كند. به هرحال مايكل مان براى آخرين ساخته اش يعنى وثيقه باز هم همين چالش و كشمكش انسانها با هم و با دنياى اطرافشان را اين بار در ژانر فيلم نوآر و در قالب داستانى پليسى و سياه به تصوير مى كشد.
فيلم داستان يك راننده تاكسى سياهپوست به نام مكس (جيمى فاكس) است كه روزى وينسنت (تام كروز)، يك آدمكش مزدور سوار تاكسى او مى شود و با يك گروگانگيرى غير مستقيم وى را وادار مى كند او را سراغ ۵ نفرى ببرد كه قرار است در دادگاه شهادت بدهند. مايكل مان براى به تصوير كشيدن اين داستان واقعاً جذاب از فضايى روشن و سرخوش آغاز مى كند و كم كم جوى خفقان آور و نفس گير را بر فيلم حاكم مى سازد.
وينسنت به سادگى آب خوردن آدم مى كشد و بى رحمى اش به سرعت به تماشاگر ثابت مى شود. ولى تلاشهاى مذبوحانه مكس براى گريختن را ناديده مى گيرد. زمانى كه مكس كيف مدارك وينسنت را از بين مى برد، شايد محتمل ترين حدس، كشته شدن مكس به دست وينسنت باشد، ولى شرايط طور ديگرى رقم مى خورد. واضح است كه وينسنت به مكس علاقه مند شده است وگرنه خيلى ساده بارها و بارها مى توانست او را هم مثل اوباش خيابانى به قتل برساند. ولى بى ترديد اين محبت دو طرفه و دوجانبه است. مكس هم به نوعى از اين آدمكش سنگدل خوشش مى آيد، بخصوص كه وينسنت چندين بار جان او را نجات مى دهد. اگر قرار بر دسته بندى باشد، قطعاً مكس آدم خوب ماجرا است، ولى نكته اصلى «وثيقه» اينجاست كه وينسنت هم نقش منفى داستان به حساب نمى آيد. يكى از اصلى ترين ويژگيهاى فيلمهاى مايكل مان بر داشتن مرز سفيدى و سياهى شخصيتها است. در هيچ كدام از آثار مان با شخصيتهاى كاملاً مثبت يا منفى روبرو نيستيم و آدمها اغلب خاكسترى اند. آدمكش بى رحم فيلم مردى است خوش قيافه، خوش لباس و ظاهراً تحصيلكرده كه حرفهاى فلسفى قشنگى مى زند و مكس دوست داشتنى را هم نمى كشد، شايد به همين ترتيب رفتار بسيار تند و البته طبيعى مكس با اين آدمكش واقعاً خونسرد كمى نابهنجار و حتى بعضاً ناجوانمردانه جلوه كند. پيچيدگى رابطه دو شخصيت اصلى فيلم با وجود سادگى ظاهرى آن موقعيتى ايجاد مى كند كه جاى شخصيت هاى ظاهراً مثبت و منفى مدام عوض مى شود به نحوى كه تماشاگر را به لحاظ عاطفى واقعاً در وضعيت پيچيده اى قرار مى دهد. مثلاً صحنه اى كه وينسنت با اسلحه قصد كشتن آيرا (جيدا پينكت اسميت) را دارد، تماشاگر سردرگم مى شود كه آيا آرزومند موفقيت وينسنت باشد يا فرار قربانى بخت برگشته؟ سابقه چنين پيچيدگى عاطفى اى را قبلاً در مخمصه هم ديده بوديم. آنجا هم تماشاگر واقعاً براى علاقه مند شدن به شخصيت دزد يا پليس دچار تناقض و مشكل است. اوج اين تناقض عاطفى در سكانس نهايى فيلم در مترو شكل مى گيرد جايى كه مكس و آيرا با استيصال محض از دست وينسنت مى گريزند و تماشاگر نمى داند براى موقعيت كداميك از آنها دلشوره داشته باشد. ذكاوت مايكل مان در پردازش اين شخصيت هاى بسيار پيچيده و شكل دهى عالى و بى نقص رابطه بين دو شخصيت اصلى ماجرا، شخصيت پردازى فيلم وثيقه را به يكى از شاخص ترين نمونه هاى سال هاى اخير هاليوود بدل كرده است.
تقريباً تمامى فيلم وثيقه در شب مى گذرد و ما را با بهره گيرى عالى از زمان وقوع قصه فضايى سنگين و تلخ در فيلمش مى آفريند كه نقش بسيار مؤثرى در تأثيرگذارى دراماتيك فيلم بازى مى كند. اين همان فضايى است كه در زمره اصلى ترين ويژگى هاى فيلم هاى نوآر قرار مى گيرد و در وثيقه هم به شدت خود را به رخ مى كشد.
جدا از ويژگى خاص شخصيت پردازى فيلم، مايكل مان مثل فيلم هاى قبلى خود يكبار ديگر استادى فوق العاده خود را در صحنه پردازى و كارگردانى فيلم به اثبات مى رساند. سكانس طولانى و بسيار شلوغ كافه كه وينسنت همزمان هم قربانى خود را مى كشد و هم از دست پليس ها و محافظان مى گريزد و در عين حال جان مكس را هم نجات مى دهد از هر جهت بى نظير است. دكوپاژ سنجيده فيلمبردارى و تدوين فوق العاده اين سكانس، نفس گيرترين و هيجان انگيزترين صحنه فيلم را خلق مى كند و به جرأت در كنار سكانس نبرد نهايى فيلم آخرين بازمانده موهيكان ها، يكى از اوج هاى كارگردانى معاصر هاليوود را رقم مى زند.
سكانس نهايى فيلم در مترو كه به مرگ شبه حماسى و حتى تراژيك وينسنت منجر مى شود چكيده آن چيزى  است كه مايكل مان در بسيارى از آثارش و از جمله در همين وثيقه آن را به تصوير كشيده است و آن هم رفاقت ناخواسته دو موجود غير همجنس است كه به ناچار به مرگ يكى از دو طرف مى انجامد. بهترين نمونه اين سكانس را قبلاً در مخمصه و در رويارويى دو نيرو و آل پاچينو ديده بوديم و حال يكبار ديگر مان با استادى همان مؤلفه را در شكل جديد بازسازى مى كند.
تأسف مكس از كشتن وينسنت، تأسف از مرگ موجود هولناكى است كه مى توانست براى او دوست بسيار خوبى باشد. شايد حضور اسميت اندكى از تلخى مرگ وينسنت بكاهد ولى قطعاً حس تراژيك مردن او همواره ذهن مكس و ايضاً تماشاگران فيلم را با خود درگير خواهد كرد.
مايكل مان با وثيقه يكبار ديگر قدرت بى بديل كارگردانى و داستان گويى خود را در كنار وفادارى كامل، عقايد هنرى اش اثبات مى كند. او حتى اگر تا سه سال بعد فيلمى نسازد، در سينماى فعلى هاليوود وزنه معتبرى به شمار مى آيد.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
وثیقه امریکا تام کروز

نیروی جوانی امریکا

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
قصه عشق ( ۱۳۸۵)
 كارگردان :
 بيژن بيرنگ
 نويسنده :
 بيژن بيرنگ
 


نام ... نقش
۱ - يوليا كرينكه ....
۲ - كارولينا گروچكا ....
۳ - سيدشهاب الدين حسيني ....
۴ - پژمان بازغي ....
۵ - محمدرضا نجفي ....
۶ - نياسا بيضايي ....
۷ - تينا نمكي يان ....
(بيشتر)

مشخصات ديگر فيلم
 
مدت فيلم  .... 90  دقيقه
كشور .... ايران
زبان .... فارسي
رنگ .... رنگي
صدا .... Mono

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
کمال تبریزی و گلشیفته فراهانی مهران مدیری رضا کیانیان گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی گلشیفته فراهانی گلشیفته فراهانی حبیب رضایی حبیب رضایی حبیب رضایی گلشیفته فراهانی حبیب رضایی گلشیفته فراهانی گلشیفته فراهانی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 

همیشه پای یک زن در میان است (۱۳۸۶)

کاربران (۱۵۲۰):
    »رای شما؟
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کارگردان: کمال تبریزی
بازيگران: گل‌شیفته فراهانی٬ مهران مدیری٬ رضا کیانیان٬ حبیب رضایی٬ صبا کمالی٬ آهو خردمند ... »

محصول ایران

خلاصه داستان:
امید و مریم، مثل بعضی از زوج‌های جوان، برخی از ملاحظات ارزشمند زندگی زناشویی خویش را فراموش کرده‌اند تا جایی که مصرانه تصمیم گرفته‌اند از یکدیگر جدا شوند...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
کارگردان:خسرو ملکان
فیلمنامه نویس:خسرو ملکان
بازیگر:فتحعلی اویسی، فرزانه کابلی، مریم امیرجلالی، محسن قاضی مرادی، نفیسه روشن، کتایون اویسی و سمیرا گودرزی
سالنهای نمایش دهنده:عصر جدید، جوان، گلریز، پیروزی، پیوند، تهران، جمهوری، جی، شیدا، ملت



خلاصه داستان: دختر يك مرد سنتي، پس از ازدواج زندگي زناشويي ناموفقي دارد. پدرش كه از اين موضوع آگاه است تصميم مي گيرد براي ازدواج دو دختر ديگرش شرايطي قائل شود. به همين منظور شرايط خود را به صورت يك بخش نامه بر روي كاغذ مي آورد و از خواستگارها مي خواهد طبق مفاد مندرج شده، پا پيش بگذارند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط هاشمي | 
مادر زن سلام

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط هاشمي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
فروش کرایه محصولات عرضه شده در شبکه ویدئویی کشور سینمایی کودکان .اخبار سینمایی نظرخواهی

نوشته های پیشین
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM